قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
603
تاريخ الفي ( فارسى )
و ادر الحقّ حيث دار معه . يعنى : هركه من مولاى اويم پس علىّ حاضر مولاى اوست . اى بار خدايا دوست دار كسى [ را ] كه على را دوست دارد و دشمن دار كسى را كه على را دشمن دارد ، و يارى ده كسى را كه على يارى دهد و خوار و ذليل ساز كسى را كه على را خوار و ذليل سازد ، و حق را با او دار هركجا كه باشد . آنگاه شاه ولايت به موجب فرمودهء حضرت رسالتپناهى ، صلّى اللّه عليه و آله ، در خيمهء خود نشست تا طوايف به ملازمتش رفته لوازم تهنيت به تقديم رسانند . و از اكابر اصحاب ، فاروق ، شاه ولايت را گفت : بخّا بخّا « 1 » لك يا على ! أصبحت مولاى و مولا كلّ مؤمن و مؤمنة . يعنى : خوشا به حال تو اى پسر ابو طالب كه بامداد كردى در وقتى كه مولاى من و مولاى هر مؤمن و مؤمنه شدى . بعد ، از امّهات المؤمنين به حسب اشارهء سيّد المرسلين به خيمهء امام المتّقين رفته شرط تهنيت به جاى آوردند . شيخ حسين خوارزمى در مقصد اقصى آورده كه پنجاه كس از اصحاب كبار در نقل حديث غدير خم اتّفاق دارند و به روايت ائمّهء كرام و اجلّهء عظام از زيد بن ارقم منقول است كه گفت : روزى امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، با اصحاب فرمود كه به خداى سبحانه و تعالى سوگند مىدهم در اين مجلس كه از حضرت رسالتپناه شنيده كه من كنت مولاه فعلىّ مولاه ؟ جمعى از اصحاب برخاستند كه در ميان ايشان دوازده كس از اصحاب بدر بود و گواهى دادند كه ما از پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيديم . و راوى ، كه زيد بن ارقم است ، مىگويد : من نيز اين حديث از رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيده بودم . در آن وقت بر نخاستم و كتم شهادت نمودم ، لاجرم نابينا شدم . و مؤيّد اين قول روايتى است كه « 2 » از ابو اسحق ثعلبى كه از اكابر علماء اهل سنّت است ، رضوان اللّه عليهم ، از سفيان بن عيينه كه از جملهء استادان امام شافعى است ، رضىّ اللّه عنهما ، روايت شده . و پيش اهل حديث روايت سفيان بن عيينه معتبر است ، چنانچه در كتب اصول حديث و رجال تصريح نمودند . و حاصل آن نقل آنكه شخصى از سفيان بن عيينه معنى آيه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ، لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ [ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ ] « 3 » - يعنى : درخواست [ كرد ] خواهنده [ اى ، از ] عذابى كه بودنى است براى كافران [ و ] نيست مر آن عذاب را دفعكنندهاى [ كه ] بازدارد آن را ، از جهت خداى سبحانه و تعالى ، خداوند درجههاى بلند ، يعنى غرفههاى بهشت كه براى دوستان خود مهيّا كرده « 4 » - [ را ] پرسيد .
--> ( 1 ) . هرسه نسخه : نجّانجّا . ( 2 ) . هرسه نسخه : و مؤيد اين قول آن است آنچه . . . . - و . ( 3 ) . معارج ، 1 و 2 . ( 4 ) . معناى آيه در هرسه نسخه به اين صورت است : « درخواست خواهندهء عذابى كه بودنى است براى كافران نيست مر -